کوروش × آنیی
یک شروعِ قشنگ ❤️
و حالا دو قلب، در میان تمام شلوغیِ این دنیا، راهِ رسیدن به هم را پیدا کردهاند.
شاید زیباترین اتفاق زندگی، همین باشد؛ پیدا شدنِ کسی که کنارش، خودِ واقعیِ خودت باشی.
برای کوروش و آنیی...
بعضی خبرها آنقدر قشنگاند که نمیشود فقط گفت «مبارک باشه». برای همین، این یکی را باید کمی آرامتر خواند...
اما مهم این نیست که قصه از کجا شروع شد؛ مهم این است که امروز، دو نفر تصمیم گرفتهاند بخشی از ادامهی مسیرشان را کنار هم بنویسند.
امیدوارم از امروز به بعد، خانهتان فقط یک جا برای زندگی نباشد؛ جایی باشد برای خندههای بیدلیل، حرفهای طولانی، آرامش بعد از روزهای سخت و کلی خاطرهای که سالها بعد هنوز ارزش تعریف کردن داشته باشند.
چیزی که آرزو میکنیم
همیشه دلیل لبخند همدیگر باشید، نه فقط دلیل عکسهای قشنگ.
چیزی که فراموش نشود
وسط شلوغی زندگی، دوباره همدیگر را انتخاب کنید.
و یک هشدار کوچک برای کوروش
از این به بعد بعضی تصمیمهای مهم، نیازمند یک جلسهی فوقالعاده با آنیی است! 😂
کوروش و آنیی،
از ته دل مبارکتون باشه. 💍
از بین این همه آدم،
از بین این همه مسیر،
از بین این همه اتفاقی که میتوانست جور دیگری رقم بخورد،
شما به هم رسیدید.
و شاید قشنگترین بخشِ ماجرا همین باشد؛
اینکه آدم، یک نفر را پیدا کند
که بخواهد فرداهایش را هم با او قسمت کند.
آرزو میکنم زندگیتان پر باشد از
آرامشهای کوچک،
خندههای بلند،
سفرهای ناگهانی،
شبهای طولانیِ حرف زدن
و روزهایی که آخرشان
باز هم از داشتنِ هم خوشحال باشید.
کوروش داداش،
خوشحالم که وارد فصل جدیدی از زندگیت شدی.
و آنیی،
امیدوارم کنار هم
زندگیای بسازید که
هر سال از سال قبلش
قشنگتر باشد. ❤️
متأهل شدی، ولی از رفاقت استعفا ندادی! 😂
پس حواست باشه ما همچنان منتظریم بگی: «بچهها بریم یه دوری بزنیم؟» 😎